وداع با شهید گمنام در ایام فاطمیه
روایت آمدن یک مهمان
✍️این اشکها هر کدام حکایتی داشت و پشت هر اشک حاجتی...
حکایت بعضی اشکها حکایت شور و شیرینی بود؛
حکایتی از جنس غم فراق و شوق وصال
مثل همون نوجوانای ۱۳ سالهای که دست میبردن تو شناسنامه ها...
و به پای پدر و مادرشون میفتادن تا اذن جهاد و سربازیشون بگیرن.
و حالا اینبار سربازان آخرالزمانی نوجوان سیدعلی خامنهای بی قراری میکنن برای رسیدن، به دشت کربلای سربازان آخرالزمانی خمینی کبیر...
اونها هم میخواهند آماده شوند برای سربازی و جان دادن در راه فرزند فاطمه تا دوباره شرمنده پسر فاطمه نشوند.